جهش تولید | جمعه، ۱۴ آذر ۱۳۹۹

قصه من کجا لالا کنم جوجم کجا لالا کنه؟ - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

قصه من کجا لالا کنم جوجم کجا لالا کنه؟

Loading the player...

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود فصل زمستون بود هوا سرد بود و باد می وزید و درخت ها رو تکون می داد لونه خانم کلاغه و جوجش که بالای درخت بود با باد تکون می خورد تا اینکه لونه خانم کلاغه پرت شد پایین خانم کلاغه و جوجش پرت شدن روی زمین.خانم کلاغه گفت وای حالا من کجا لالا کنم جوجم کجا لالا کنه؟ اونا رفتن و رفتن تا به یه آسیاب رسیدن تق تق در زدن آسیابان در و باز کرد خانم کلاغه گفت باد لونمون رو خراب کرده حالا من کجا لالا کنم جوجم کجا لالا کنه؟ آسیابون اونا رو اورد تو خونه و گفت برین روی کیسه زغال بخوابین خانم کلاغه و جوجش رفتن روی کیسه زغال خوابیدن اما صدای خانم کلاغه بلند شد که اینجا خیلی سفت و سخته تن و بدنمون درد میگیره و خوابمون نمیبره حالا من کجا لالا کنم جوجم کجا لالا کنه؟آسیابان گفت خب برین روی کیسه گندم خانم کلاغه و جوجش رفتن روی کیسه گندم ولی بازم صدای خانم کلاغه در اومد گندوما دونه دونه هستن تنمون سوراخ سوراخ میشه حالا من کجا لالا کنم جوجم کجا لالا کنه؟ آسیابون گفت برین روی کیسه کاه لالا کنین خانم کلاغه و جوجش رفتن روی کیسه کاه و گفتن خوبه حالا جامون گرم و نرم شد و خوابیدن روزها گذشت و زمستون تموم شد صبح یه روز بهار خانم کلاغه و جوجش وقتی از خواب بیدار شدن خوب خوردن و با یه بغل کاه و یه دل خوش رفتن تا یه لونه تازه برای خودشون درست کنن قصه ما به سر رسید خانم کلاغه اینبار دیگه به خونش رسید.