رونق تولید ملی | شنبه، ۲۹ تیر ۱۳۹۸

نقاشي ترسناك - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

نقاشي ترسناك

Loading the player...

دانلود

يه روز رضا خواب مي بينه كه داره نقاشي ميكشه توي نقاشي يه دزد ميكشه دزد نقاشي رضا يه دفه جون ميگيره و از نقاشي ميپره بيرون رضا هم با جيغ و داد مادرش رو خبر ميكنه مادرش خيلي ميترسه و سريع رضارو بغل ميكنه رضا ميگه مامان من نقاشي يه دزدو كشيدم اين دزد هم ازنقاشي من اومده بيرون آقا دزده همينطور كه تفگشو سمت رضا و مامانش گرفته بود گفت اين بوي چيه كه داره مياد مامانش گفت بوي فسنجون مياد آقادزده هم گفت من فسنجون دوست دارم مامان رضا براش يه ظرف فسنجون كشيد و دزد هم نشست به خوردن غذا رضا پيش خودش گفت چون اين دزده از نقاشي اومده بيرون پس اگه پاكش كنم اونم ميره رضا هم پاك كن رو برداشت و رفت به سراغ آقادزده و پاكش كرد كه يه دفه با صداي مامانش از خواب پريد رضا توي خواب خيلي ترسيده بود و از اون روز به بعد تصميم گرفت نقاشي ترسناك نكشه