جهش تولید | دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۹

اعتماد به والدین - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

اعتماد به والدین

این داستان حکایت دختری نوجوان می باشد که در سن 13سالگی مادر مهربان خود را از دست می دهد پدرش برای اینکه او احساس تنهایی نکند سعی میکرد که دخترش احساس کمبود مادری نکند و حاضر هم نبود که ازدواج مجدد کند در همسایگی آنها زنی طلاق گرفته بود که برای به دست آوردن ثروت این دختر به او خیلی نزدیک شده بود وبه او محبت میکرد دخترک که به شدت به این زن وابسته شده بود زمانی که که زن به او گفت که با برادر زاده ام ازدواج کن او در سن 15 سالگی علیرغم میل باطنی پدرش با او ازدواج کردو بعد از مدتی آن زن و برادر زاده او چهره واقعی خود را نشان دادند و به شدت او را اذیت می کردند و هم اکنون دختر در دادگاه خانواده نادم از اینکه چرا به آن زن اعتماد کرده وبه پدر خود اعتماد نکرده است برای شکایت آمده بود.

This story is the story of a teenage girl who at age 13 mother kind of loses his father that he feels lonely does he tried to make her daughter feel the lack of native not and she would not get married again in their neighborhood woman was divorced by the complaint said.