جهش تولید | چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۹

دوست و دشمن از فلانی خوب میگن - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

دوست و دشمن از فلانی خوب میگن

Loading the player...

در روزگاران گذشته مردی زندگی می کرد که کسب و کار درستی نداشت او تنبل و بی عار بود و خواب و استراحت را بر هر چیز ترجیح می داد و همین باعث شد که به جاده تباهی رود و به دزدی روی آورد شبی برای دزدی به خانه مردی پارسا رفت ولی هیچ چیزی برای دزدی پیدا نکرد و شروع کرد با خودش گفتن که ای بدبخت بینوا این هم خانه ای بود که برای دزدی انتخاب کردی ای کاش هرگز به دنیا نمی آمدم و چنین زار و خوار نمی شدم مرد پارسا که سخنان اورا شنید دلش به حال او سوخت و گلیمی را که بر روی آن خوابیده بود بر سر راه دزد قرار داد تا دزد نا امید از خانه بیرون نرود و چنین بود که مثل " دوست و دشمن از فلانی خوب میگن " بر سر زبان ها افتاد.