رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲۷ تیر ۱۳۹۸

زهرا مگه روزه نيستي؟! - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

زهرا مگه روزه نيستي؟!

Loading the player...

دانلود

سمانه و زهرا ميخواستن از مدرسه برگردن به خونه ميرن كه دستهاشونو بشورن زهرا يادش ميره كه روزه ست و چون خيلي تشنه بوده شروع ميكنه به آب خوردن سمانه بش ميگه چرا آب خوردي مگه روزه نيستي؟ يه دفعه زهرا يادش مياد كه روزه بوده و خيلي ناراحت ميشه به سمانه ميگه الان چكار كنم حتما روزه من باطل شده و خيلي ناراحت ميشه وقتي ميرسه خونه ميره تو اتاقش و غمگين و ناراحت ميشينه و غصه ميخوره وقتي غروب ميشه و مامانش مياد كه براي افطار صداش بزنه ميبينه زهرا ناراحته بش ميگه دختر چي شده چرا ناراحتي زهرا هم ماجرا رو براي مادرش تعريف ميكنه مادرش لبخندي ميزنه و بش ميگه دخترم خدا خيلي مهربونه و اگه يادت نبوده كه روزه اي و آب خوردي خدا تورو ميبخشه و روزه اي كه گرفتي قبوله. زهرا هم خيلي خوشحال ميشه كه روزه ش قبول بوده و شروع به خوردن افطار ميكنه.