جهش تولید | شنبه، ۳ آبان ۱۳۹۹

زه را کشیدند - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

زه را کشیدند

هنگامی که چند نفر پشت سر کسی بد گویی می کنند و آن شخص درآن حال سر می رسد کسی که اول از همه او را می بیند می گوید " زه را کشیدند " و در نتیجه دیگران می فهمند که آن شخص دارد می آید. و اما اینک حکایت این ضرب المثل : گویند در روزگاران گذشته زمانی که شاه می مرد وقتی که می خواستند جانشینی برای او انتخاب کنند همگان در میدان بیرون شهر جمع می شدند و وزیر" باز" شاهی را رها می کرد و باز بر دوش هر کس که می نشست آن شخص شاه می شد. روزی از روزها چنین کردند و باز بر روی دوش مردی تنبک زن نشست . مردم و بزرگان که آن مرد تنبک زن را شایسته پادشاهی نمی دیدند اعتراض کردند و خواستار تکرار تعیین جانشین شدند اما هر بار باز بر روی دوش مرد تنبک زن می نشست در آخر به ناچار او را به پادشاهی پذیرفتند و به او ادای احترام کردند. وزیر متوجه شد که شاه به دلیل دانش اندکش در مقابل وزیران و سران توانایی و شایستگی ندارد و از پاسخ دادن به پرسش های اطرافیان درمانده می شود . وزیر تدبیری اندیشید و به شاه گفت: که که زمانی که تو در جواب سوال اطرافیان درمانده شدی و یا به اشتباه سخنی گفتی من یه نخ به پای تو می بندم و از زیر فرشی که تخت تو در آنجا قرار دارد رد می کنم و یک سر آنرا به من به دستم می گیریم که زمانی که من نخ را کشیدم شما سکوت اختیار کنید تا من بتوانم جواب وزیران را به درستی بدهم پادشاه استقبال کرد و اینچنین شد که چندین سفیر از کشورهای بیگانه به دیدار شاه آمدند . شاه به آنان گفت: شما سفیر هستین؟ ولی به همین کار قناعت نکنید شما باید شاه شوید ولی ابتدا باید تنبک زن بشوید ، من هم ابتدا تنبک زن بودم سپس شاه شدم . وزیر که متوجه سخنان نابجا شاه شده بود سر نخی که در دستش بود را کشید و در این هنگام شاه نادان گفت: بدانید که من با شما سخن بسیار داشتم ولی افسوس که زه را کشیدند...