جهش تولید | سه‌شنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۹

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند
سرش به نیزه به گل های چیده می ماند
به فجر از افق خون دمیده می ماند
یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا
به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند
میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم
به آهویی که ز مردم رمیده می ماند
شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی
به لاله های ز حنجر دریده می ماند
رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است
به آن که رنج نود ساله دیده می ماند
امام صادق حق پشت ناقه ی عریان
به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند
شوم فدای شهیدی که در کنار فرات
به آفتاب به خون آرمیده می ماند
هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟
نگاه تو به دل داغ دیده می ماند
حکایت احد و اشک چشم خونینش
به اختران ز گردون چکیده می ماند
To spear head the flowers will be arranged
Blood was blown to dawn on the horizon
One lady flag showers Ashura
The green palm gaunt remains of mourning
The tent was on fire, my child
Deer that startled the people to remain
Orphans hear the thump slap night
Hnjr the torn remains of tulips
Roqiyeh three year old boy who is the nymph shrine
The Suffering ninety-year-old to stay
Imam Sadiq right behind the naked camel
Chu month stay under the yoke of the bend
I martyr who sacrificed along the Euphrates
Blood remains lie in the sun
My Crescent overnight, the bloody What?
You look to the left bereaved
One anecdote and bloody tears
The stars of heaven remained abstract