رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲۵ مهر ۱۳۹۸

شهيد دکتر مجيد بقايي - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

شهيد دکتر مجيد بقايي

سردار سرلشکر شهید دکتر مجید بقایی در بهمن ماه 1337 در شهر بهبهان در خانواده ای معتقد و مذهبی به دنیا آمد. مجید تحصیلات خود را در رشته ریاضی فیزیک به پایان رسانید و در رشته مهندسی شیمی دانشگاه اهواز قبول شد . اما این رشته نظرش را جلب نمی کند و می گوید : من باید کاری را به عهده بگیرم که بتوانم واقعا خدمت به این مردم مستضعف بکنم . به همین خاطر سال آخر دبیرستان را در رشته طبیعی طی میکند و این بار پس از شرکت در کنکور در رشته فیزیوتراپی دانشگاه اهواز قبول می شود ولی این امر نیز عطش روح بزرگ او را در خدمت به مردم مستضعف سیراب نمی ساخت و پس از یک سال دیگر با تلاش فراوان رتبه بالایی را اخذ می کند و موفق به تغییر رشته می گردد و در رشته پزشکی پذیرفته می شود . از سالهای 54-53 فعالیتهای او در دانشگاه شکل گرفت و تماسهایش "تشکیلاتی"شد . رهبری مبارزات دانشجویی و غیر دانشجویی فعالیتهای فراوانی را انجام می داد . در سال 56-55 با برادران گروه منصورون ارتباط بیشتری برقرار میکند که اهم فعالیتهایشان عبارت بود : گردآوری و تشکل دادن برادران حزب الله در سطح انجام عملیات نظامی از جمله ترور سروان داودی از عمال رژیم شاه و یکی از افسران شهربانی که عامل خفقان در مشهد بودند . با شروع این گروه رهبری برخی عملیتهای مسلحانه را بر عهده گرفت . آنها موفق شدند با کمترین تلفات و خسارت ، بیشترین ضربه را به پیکر رژیم وارد کنند و باعث شکسته شدن خفقان در شهر و ایجاد یک روحیه تازه برای مردم بهبهان گردند و در 22 بهمن 57 که زمان پیروزی انقلاب اسلامی بود ، ساختمانهای شهربانی که یکی از مراکز مهم در سرکوبی و ارعاب مردم به شمار می آمد توسط جوانان بهبهانی سقوط میکند . مجید هم با تجربیات فراوانی که در آموزشهای نظامی داشت در تصرف و سقوط آن مرکز ، شرکتی فعال ایفا کرد . پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دادگاه انقلاب اهواز رفت و جریان انحرافی و آمریکایی خلق عرب را سخت پیگیری نمود و توانست ضربات شدید و مهلکی به آنها وارد کند . قبل از عملیات والفجر قرار بود که مسئولین و فرماندهان نظامی ف دیداری با حضرت امام داشته باشند اما شهید حسن باقری و مجید بقایی برای شناسایی این عملیات در منطقه ماندند . محل این شناسایی نیز در قسمت بالای فکه بود . صبح زود شهید باقری و بقایی و چند فرمانده دیگر با دو جیپ به طرف منطقه حرکت کردند . مجید در ماشین مشغول خواندن قرآن و سوره والفجر بود در بین راه به برادران می گوید آیا می شود انسان به این درجاتی که خداوند در قرآن فرموده برسد و ایا خدا توفیق این امر مهم را به انسان می دهد . گویا فرشتگان ندای رسیدن به معبودش را به او خبر داده بودند که این چنین از توفیق الهی سخن می گفت . به هر صورت گروه شش نفره آنها به حل دیدگاه رسیدند که دشمن مرتبا اطراف آن را با توپ می زد . هنگام نماز ظهر بود که مجید و همراهانش برای اقامه نماز اول وقت قصد برگشت به سنگرهای عقب را داشتند ، توپی از طرف دشمن شلیک و در سنگر این برادران منفجر می شود . صدای شهادتین مجید به آسمان بلند می شود در حالی که صورتش روی خاک بود . دوپای مجید قطع شده بود ، پاهایی که در تمام طول عمر کوتاه اما پر برکتش جز برای رضای خدا قدمی بر نداشت و استواری اش دشمن را می لرزاند . در طرفی دیگر نیز شهید باقری ندای یاالله و یا حسین (ع) سر داده بود . بالاخره مجروحین را با جیپ به عقب بر می گردانند اما شهید بقایی بعد از 10 دقیقه که همه اش در حال ذکر گفتن بود ف به لقای معبود ازلی و ابدی خود شتافت . نکته قابل توجه آنکه اوقبلا در دفترچه یادداشت روزانه خود اسامی 39 نفر از شهدایی را که می شناخت به ترتیب یاداشت کرده بود و می گفت که ما در قبال خون این شهدا مسئول هستیم و عجین اینکه خداوند او را چهلمین نفر این لیست مقدس قرار داد ، چهلمین کبوتر عاشق که بالهای سپیدش را گشود و با تنی خسته اما روحی متعالی در پهنای آبی آسمان به پرواز در آمد .

Major General in February 1337 in PA martyr doctor Majid conservative and religious family believes was born.