جهش تولید | دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۹

شهید سید مجید رحمانی - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

شهید سید مجید رحمانی

شهید سید مجید رحمانی

شهید سید مجید رحمانی

نام و نام خانوادگی: سید مجید رحمانی

نام پدر: سیدتیمور

تاریخ تولد:۱۳۴۲/۰۹/۰۵

تاریخ شهادت:۱۳۶۱/۱۱/۱۸

محل تولد: شوش

محل شهادت: خوزستان

وصیت نامه :

بسم الله الرحمن الرحیم

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی

                                                                تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

او زمن جانی ستاند رنگ رنگ

                                                               من ز او عمری ستانم جاودانه

بنام خدای شهیدان و با درود بر امام خمینی کبیر رهبر بزرگ انقلاب ، اسلامی اینجانب سید مجید رحمانی وصیت می کنم که اگر در جبهه شهید شدم دیگر برادرانم راهم را دنبال کنند ، چه آنهائی که با من در جبهه اند و چه آنهائی که با من نیامده اند و از آنها التماسانه میخواهم که هر چه سریعتر منافقین و کفار را که خودشان بهتر از من میدانند که چه کسانی هستند نابود کنند . از برادران عاجزانه میخواهم که اتحادشان را با هم حفظ کنند و مانند انصار و مهاجرین که به فرمان حضرت محمد ( ص ) با یکدیگر پیوند بستند ، پیوند برادری ببندند و تا آخر با یکدیگر خوب و برادر باشند و در بین خودشان نفاق و شرک راه ندهند و اخلاق اسلامی را سر لوحه امور خود قرار دهند و در تهذیب نفس کوشا باشند

 بیشتر مطالعه کنند و کتابهای شهید دستغیب را بیشتر مطالعه کنند . سخنی هم بادینی خود دارم که باید فرمان امام را لبیک گویند و بسوی جبهه جوانمردانه بشتابند ، فرصت برای درس خواندن هم زیاد است برادران عزیزم من از یکایک شما راضی هستم و امیدورام که شما هم از من راضی باشید و اگر زمانی نسبت به شما ظلم کردم و یا شما را ناراحت کردم مرا به فضل و بزرگی خودتان ببخشید .

برادران عزیزم سخنرانیهای امام را گوش کنید و به حرفهائی که می زند عمل کنید چون تنها امام است که میتواند ما را از شر شیاطین چه ظاهری و چه باطنی حفظ کند ، به رهنمودهای امام عمل کنید . از برادران تبلیغات ستاد میخواهم که فعالیتشان را خیلی زیاد و گسترده کنند چون امام فرمود :

سلاح تبلیغات و مشکلات برنده تر از جنگ است و در این راه سختی ها و مشکلات و کمبودها را تحمل کنند . پیامی هم برای خانواده ام دارم که آنها از شهادت من هیچ ناراحتی نداشته باشند چون ما ادعا می کنیم که شیعه هستیم باید پیرو امامان خودمان باشیم و ما در تاریخ میبینم که هیچ یک از امامان ما با مرگ طبیعی نمرده اند بلکه همه را شهید کرده اند .

 حضرت علی ( ع ) در محراب عبادت ، امام حسن ( ع ) با جگر پاره پاره شده و امام حسین ( ع ) هم که نه تنها خودش بلکه تمام اصحابش در راه دین خدا شهید شدند ، حالا ما که هستیم که میخواهیم راهی غیر از راه آنها برویم ؟

اگر شهید شویم پدیدار مام حسین ( ع ) میرویم و اگر زنده ماندیم هم پدیدار امام حسین ( ع ) میرویم .

بهر حال مدر ، من که هدفم را شناخت و به سوی آن رفتم و امیدوارم که در راه این هدف مقدس هم شهید شوم .

پدر و مادر عزیزم اگر من در این راه شهید شدم شما باید افتخار کنید  و باعث افتخار برای شما باید باشد البته من از خداوند سبحان میخواهم که به شما صبر عطا کند . مادر عزیزم میدانید که گریه کردن برای شهید خوب نیست اگر خواستید گریه کنید برای علی اصغر و قاسم و علی اکبر و امام حسین ( ع ) و حضرت عباس گریه کنید که گریه کردن برای اینها موجب قرب و نزدیکی به خداست .

از خواهرهایم که حجاب اسلامی را که تا حالا به نحو احساً رعایت میکردند از این به بعد بهتر و بیشتر رعایت کنند و برای شهادت من ناراحت نباشند بلکه افتخار کنند که برادرشان شهید شده است . البته شهادت وسیله است و

   هدف پیروزی است و آن هم پیروزی نهائی اسلام که انشاء الله با رهبری امام خمینی و امام زمان عج این امر به آسانی میسر است .

در خاتمه چند مسئله است که میخواهم برای شما روشن کنم . الآن که این وصیت نامه را مینویسم خیلی دلم گرفته است ، نمی دانم من پیش خودم حتم دارم که در عملیات کشته میشوم حساب کند و در زمره شهداء قرار دهد یکی از بزرگترین آرزوهای من چه موقعی که در جبهه بودم و چه موقعی که خانه بودم دیدن روی مبارک و پر از نور امام زمان ( عج ) و جنگیدن در رکاب او بر علیه کفر بود که امیدوارم موقعی که امام ( ع ) ظهور میکند من هم زنده شوم و همراه او بجنگم .

قبر و محل دفن من خیلی دوست دارم که پیش دیگر برادران عزیزم مانند بهروز ، عبدا. . . و کاظم که اگر آنها هم شهید شده اند خاک شوم و فرقی نمی کند که کجا باشد ولی اگر من خودم به تنهائی شهید شدم دوست دارم که در باغ عباس بن علی در هفت تپه خاک شوم ، چون عباس تنهاست و من باید او را از تنهائی در بیاورم و امیدوارم که اگر از دیگر برادرانم شهید شدند آنها را پیش من خاک کنند .

 دوباره می گویم که اگر یکی از برادران و یا هر کس دیگر بر گردن من حقی دارد من را به بزرگی خودش ببخشد .

از تمامی کسانی که در تربیت و هدایت من کوشیدند کمال تشکر را دارم .

                                                                         سید مجید رحمانی فر

                                هیهات منّا الذلة

                نه نه هرگز زیر بار ذلت نخواهیم رفت