جهش تولید | یک‌شنبه، ۱۱ آبان ۱۳۹۹

لباس عید احسان کوچولو - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

لباس عید احسان کوچولو

مادر احسان: احسان پسرم بیا، ببینم این پیراهن اندازه تو می شود یا نه؟ بیا جلو. مثل اینکه یک کم آستین ها بلنده. حالا درش بیار تا آستین ها را برات کوتاه کنم. احسان می گوید: نمی خواهم همین خیلی قشنگه. با همین می روم عید دیدنی مادر بهش می گوید آستین ها یک کم بلنده. هر کسی ببیند می خنده. احسان بدون توجه به حرف مادرش می رود داخل کوچه دنبال توپ بازی. بچه ها که اون را با آستین های بلند می بینند بهش می خندن و احسان تعجب زده می گه: چیه؟ چی شده؟ به چی می خندید؟ لباس نو تا حالا ندیدید؟ حسودیتون شده به پیراهنم یا که خوشحال شدین از دیدنم؟ بچه ها هنوز به خنده ادامه می دهند و احسان که ناراحت شده می گوید: حالا که شما ادب ندارید دیگه خونه ما پا نزارید. احسان تا می خواد دنبال بچه ها برود و آن ها را ادب کند زمین می خورد و لباس هاش پاره و کثیف می شود. احسان: وای لباسم پاره شد. چه طوری برم خونه؟ جواب مامانم را چی بدم؟