جهش تولید | پنج‌شنبه، ۱ آبان ۱۳۹۹

لبخند پدربزرگ - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

لبخند پدربزرگ

Loading the player...

روزی در خانواده ای پدر بزرگ خانواده بعلت سن بالا و بیماری در هنگام غذا خوردن لباس های خود را کثیف میکرد و نمیتوانست درست غذا بخورد و پدر و مادر تصمیم میگیرند تا جداگانه به او غذا بدهند و در ظرف چوبی که دیگر ظرف ها را نشکند در این هنگام روزی پسر کوچیک خانواده در حیاط مشغول بازی با چوب بود که پدرش از او پرسید پسرم مشغول چه کاری هستی؟ پسرک با خنده گفت در حال درست کردن بشقاب چوبی هستم و پدر با تعجب گفت چرا؟ پسرک در جواب گفت تا اینکه وقتی شما پیر شدید به شما در این ظرف ها غذا بدهم و پدر و مادر پشیمان از کار خود از فردا هممه دور هم به اتفاق پدر بزرگ خانواده غذا میل کردند. نتیجه اخلاقی این قصه این است که از هر دستی بدهی از همان دست برداشت میکنی.