جهش تولید | چهارشنبه، ۷ آبان ۱۳۹۹

ما هم سوخته ایم تنها تو نسوخته ای - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

ما هم سوخته ایم تنها تو نسوخته ای

Loading the player...

این مثل در مورد کسانی که بکار می رود که از رنج و درد خود لب به فغان دارد ولی مردم گمان می کنند برای همدردی با دیگران است که گریه و زاری می کند. در روزگاران گذشته شخصی در راهی می رفت که نزدیک مسجدی رسید که در آن مسجد مجلس فاتحه خوانی برقرار بود او که متوفی را نمی شناخت با خود اندیشید که خوب است برود و فاتحه ای بخواند تا بلکه پس از مرگ او هم کسی اگر همچون خودش بی هدف از جایی می گذشت و به مراسم عزاداریش رسید به داخل مسجد برود و برایش فاتحه ای بخواند . ولی در آستانه درب مسجد با خدمه ای که قلیان چاق شده و آماده ای را برای مهمانان مجلس می برد برخورد کرد و آتش های قلیان درون یقه مرد نگون بخت افتاد .مرد که دچار درد سوختگی ناشی از آتش زغال ها شده بود به ناگاه در حضور صاحبان عزا فریاد و فغان برآورد آه سوختم . افراد صاحب عزا که گویی درد دلشان تازه شده است و دوباره به یاد عزیز از دست رفته خود افتادند شروع به آه و گریه و زاری کردند و مرد همچنان که از درد سوختگی به خود می پیچید و مدام می گفت: آه سوختم... صاحبان عزا فکر می کردند که مرد نگون بخت از غصه متوفی فغان بر می آورد میگفتند: ما هم سوخته ایم تنها تو نسوخته ای....