جهش تولید | چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۹

مسلم ابن عوسجه - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

مسلم ابن عوسجه

از درخشان ترین ستارگان آسمان حماسه جاودان کربلا، صحابی بزرگوار رسول خدا(ص) و یار دیرین علی(ع) مسلم بن عوسجة بن سعد بن ثعلبة بن دردان بن اسد بن خزیمه اسدی است. در عظمت شخصیت این مرد جلیل القدر همین بس که نامش، در زیارت ناحیه مقدسه و دعای رجبیه ذکر شده است. مسلم بن عوسجه در زمان مرگ معاویه در کوفه زندگی می‌کرد. او به مسلم بن عقیل در کوفه کمک زیادی کرد و پس از حرکت امام حسین (ع) به کربلا به همراه حبیب ابن مظاهر در کربلا به ایشان پیوست و در روز عاشورا به شهادت رسید. از برخی روایات معلوم می شود که همسر و فرزندان مسلم بن عوسجه نیز در حماسه کربلا حضور داشته اند. مورخان می گویند: خلف بن مسلم بن عوسجه، فرزند رشید او است که در صحنه عاشورا در کنار پدر بزرگوارش حضور داشت و در رکاب امام حسین(علیه السلام) به شهادت رسید . نام مسلم بن عوسجه در تمام منابع عاشورایی بدون استثنا به چشم می خورد. او اولین شهید عاشورا در میان یاران امام حسین(علیه السلام) است که در حمله اول شهید شدند. وی مردی شب زنده دار و اهل عبادت بود که در مسجد کوفه در کنار ستونی همواره به عبادت و راز و نیاز و مناجات می پرداخت. مسلم از محدثان اسلامی است که شعبی، روایات او را نقل کرده است. مسلم بن عقیل، مورد حمایت و یاری مسلم بن عوسجه در کوفه بود و برایش وجوهات و سلاح تهیه می کرد و به نفع امام حسین(علیه السلام) بیعت می گرفت. پسر عوسجه از شخصیت های نامدار و ممتاز کوفه به شمار می رفت. مسلم نیز به امام حسین(علیه السلام) نامه دعوت نوشت، اما بر خلاف بسیاری از همشهریانش که پیمان شکستند، او به عهد خود وفادار ماند و به همراه خانواده اش تا آخرین نفس در دفاع از امام پایداری کرد. مسلم بن عوسجه بعد از شهادت حضرت مسلم، همچنان مخفیانه می زیست؛ تا اینکه خبر ورود امام(علیه السلام) به کربلا در میان مردم کوفه منتشر شد. حبیب بن مظاهر از خانه بیرون آمد. مسلم بن عوسجه را بر در مغازه عطاری دید که ایستاده. حبیب پرسید: برای چه ایستاده ای؟ گفت: می خواهم حنا بخرم و خضاب کنم! حبیب گفت: مگر نمی دانی که امام حسین(علیه السلام) وارد کربلا شده، بشتاب تا خود را به آن حضرت برسانیم و او را یاری کنیم. مسلم بن عوسجه با شنیدن این خبر سر از پا نشناخت. بدون درنگ آماده سفر کربلا شد و به همراه حبیب بن مظاهر به سرعت به قافله حسینی پیوست. هنگامى كه حسین بن علی در شب عاشورا اجازه انصراف اصحاب را داد و گفت: من بیعت خود را از همه شما برداشتم راه بیابان را پیش گیرید و به خانه و دیار خود بازگردید. مسلم بن عوسجه از جاى برخاست و گفت: اى سید و مولاى ما ! آیا ما شما را تنها بگذاریم ؟ اگر چنین كنیم فرداى قیامت در محضر عدالت جواب جدت پیامبر را چه بگوییم و چه عذرى بیاوریم؟ به خدا سوگند از شما جدا نخواهم شد تا نیزه ام را در سینه این كافران بشكنم و تا قبضه شمشیر در دست من است با این گروه جهاد خواهم كرد. و اگر براى من اسلحه اى نماند كه به جهاد ادامه دهم با سنگ مى جنگم. به خدا سوگند دست از یارى تو برندارم تا معلوم شود كه تا زنده بودم ذریه پیامبر را حفظ كردم. به خدا سوگند اگر بدانم كشته مى شوم و دوباره زنده مى گردم، سپس مرا مى كشند و به آتش مى سوزانند و تا هفتاد مرتبه با من اینگونه رفتار مى شود هرگز از تو جدا نشوم. از نکات مهم و قابل تأمل در زندگی مسلم بن عوسجه، شعارهای عارفانه و آگاهانه او است که حاکی از عمق معرفتش به مکتب اهل بیت: و راهی بود که برگزید. او هنگام نبرد با دشمن ستمکار این اشعار را زمزمه می کرد: إن تسألوا عنی فإنی ذو لبد من فرع قوم من ذری بنی أسد فمن بغانا حائد عن الرشد و کافر بدین جبار صمد اگر از من بپرسید، بدانید که من از طایفه بنی اسد و شیرمرد میدان مبارزه ام. آنان که به ما ستم می کنند، از رشد و کمال به دورند و به دین خداوند جبار و بی نیاز،کافر شده اند. بعد از خواندن این رجزها، به دشمن حمله کرد و به شدت به مبارزه پرداخت. جنگ در کنار فرات در روز عاشورا، عمرو بن حجاج از فرماندهان جناح راستِ لشگر دشمن، به سپاه امام حمله کرد و سپاهیان حق و باطل ساعتی با هم درگیر شدند. در این درگیری مسلم بن عوسجه در خط مقدم بود و با فداکاری از جبهه حق دفاع می کرد. او و یارانش توانستند لشکر دشمن را به عقب رانند و از قصد شومشان منصرف کنند. امّا مسلم به شدت زخمی شد و در آستانه شهادت قرار گرفت. چون غبار جنگ نشست، دیدند که مسلم بر خاک افتاده و آخرین نفس های خود را می کشد. امام بر بالین مسلم در آن لحظه، امام حسین(علیه السلام) به همراه حبیب بر بالین مسلم آمد و با سپاس از تلاش های او فرمود: «رحمک الله یا مسلم؛ مسلم خدا تو را رحمت کند». آن گاه این ایه شریفه را تلاوت فرمود: ) فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلا( ؛17«برخی از مؤمنان پیمان خود را به آخر بردند (و در راه حق به شهادت رسیدند) و برخی دیگر در انتظار شهادت به سر می برند و هرگز در عهد و پیمان خود تغییر و تبدیل ندادند». در آن لحظه دوست دیرینش حبیب به او نزدیک شد و گفت: چه سخت است بر من که به خاک افتادن تو را شاهد باشم، تو را بهشت مژده باد! مسلم نیز با صدای ضعیفی به او پاسخ داد: خدا تو را به خیر و سعادت بشارت دهد. حبیب به او گفت: اگر نه این بود که لحظاتی دیگر به دنبال تو خواهم آمد، خیلی دوست داشتم که آنچه دلت می خواهد و برایت مهم است، به من وصیت می کردی! مسلم در حالی که به سوی امام اشاره می کرد، به حبیب گفت: فإّنی اُوصیک بهذا، فقاتل دونه حتی تموت؛ تو را فقط به این آقا وصیت می کنم که هرگز از او جدا نشوی تا اینکه در راهش جان دهی! حبیب گفت: به خدای کعبه، چنین خواهم کرد. آن گاه روح بلند مسلم به ملکوت اعلی پر کشید. زیارتنامه مسلم بن عوسجه در تجلیل از مقامات بلند و رشادت ها و تلاش های این رادمرد الهی، عبارت های زیبایی در دعاها و زیارتنامه ها آمده است که دو مورد را مرور می کنیم. در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: السَّلامُ عَلَی مُسْلِمِ بْنِ عَوْسَجَةَ الأسَدِی الْقَائِلِ لِلْحُسَینِ وَ قَدْ أذِنَ لَهُ فِی الانْصِرَافِ أنَحْنُ نُخَلِّی عَنْک وَ بِمَ نَعْتَذِرُ إِلَی اللَّهِ مِنْ أدَاءِ حَقِّک لا وَ اللَّهِ حَتَّی أکسِرَ فِی صُدُورِهِمْ رُمْحِی وَ أضْرِبَهُمْ بِسَیفِی مَا ثَبَتَ قَائِمُهُ فِی یدِی وَ لا أفَارِقُک وَ لَوْ لَمْ یکنْ مَعِی سِلَاحٌ أقَاتِلُهُمْ بِهِ لَقَذَفْتُهُمْ بِالْحِجَارَةِ ثُمَّ لَمْ أفَارِقْک حَتَّی أمُوتَ مَعَک وَ کنْتَ أوَّلَ مَنْ شَرَی نَفْسَهُ وَ أوَّلَ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ اللَّهِ قَضَی نَحْبَهُ فَفُزْتَ وَ رَبِّ الْکعْبَةِ شَکرَ اللَّهُ لَک اسْتِقْدَامَک وَ مُوَاسَاتَک إِمَامَک إِذْ مَشَی إِلَیک وَ أنْتَ صَرِیعٌ فَقَالَ یرْحَمُک اللَّهُ یا مُسْلِمَ بْنَ عَوْسَجَةَ وَ قَرَأ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلا لَعَنَ اللَّهُ الْمُشْتَرِکینَ فِی قَتْلِک عَبْدَ اللَّهِ الضَّبَابِی وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ خُشْکارَةَ الْبَجَلِی السَّلامُ عَلَی سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَنَفِی الْقَائِلِ لِلْحُسَینِ وَ قَدْ أذِنَ لَهُ فِی الانْصِرَافِ لا نُخَلِّیک حَتَّی یعْلَمَ اللَّهُ أنَّا قَدْ حَفِظْنَا غَیبَةَ رَسُولِ اللَّهِ9 فِیک وَ اللَّهِ لَوْ أَعْلَمُ أنِّی أقْتَلُ ثُمَّ أحْیا ثُمَّ أحْرَقُ ثُمَّ أذْرَی وَ یفْعَلُ ذَلِک بِی سَبْعِینَ مَرَّةً مَا فَارَقْتُک حَتَّی ألْقَی حِمَامِی دُونَک وَ کیفَ لا أفْعَلُ ذَلِک وَ إِنَّمَا هِی مَوْتَةٌ أوْ قَتْلَةٌ وَاحِدَةٌ ثُمَّ هِی الْکرَامَةُ الَّتِی لا انْقِضَاءَ لَهَا أبَداً فَقَدْ لَقِیتَ حِمَامَک وَ وَاسَیتَ إِمَامَک وَ لَقِیتَ مِنَ اللَّهِ الْکرَامَةَ فِی دَارِ الْمُقَامَةِ حَشَرَنَا اللَّهُ مَعَکمْ فِی الْمُسْتَشْهَدِینَ وَ رَزَقَنَا مُرَافَقَتَکمْ فِی أعْلَی عِلِّیینَ زیارت رجبیه شیخ مفید و سید بن طاووس در اعمال ماه رجب و نیمه شعبان، برای حضرت سیدالشهدا زیارتی نقل کرده اند که در فرازی از آن این عبارت چشم نواز آمده است: «السَّلامُ عَلَی مُسْلِمِ بْنِ عَوْسَجَه».