جهش تولید | شنبه، ۱۰ آبان ۱۳۹۹

نجار شاعر - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

نجار شاعر

Loading the player...

در روزگاران گذشته فرمانده سپاهیان شهر از نجار ماهری خواست که به خانه او بیاید و برایش یک کمد و جالباسی درست کند . فرمانده که از کار او خوشش آمده بود به فکر افتاد که علاوه بر دستمزدش پاداشی نیز به او بدهد به همین خاطر از او خواست تا در وصف اسبش شعری بسراید فرمانده که از شعر زیبای او خوشش آمده بود به او پادش داد. مرد نجار که یک همسایه حسود داشت وقتی که ماجرای شعر و پاداش را شنید از نجار درخواست کرد تا شعر را هم به او یاد دهد. مرد نادان به خانه فرمانده رفت و شعری را که نجار در وصف اسب خوانده بود را برای پیرزنی که در خانه فرمانده مشغول به کار بود خواند و بدین ترتیب به جای پاداش او را تنبیه کردند.