جهش تولید | یک‌شنبه، ۱۱ آبان ۱۳۹۹

20بهمن 1357 - تولیدات ویژه - نمایش محتوا

 

 

20بهمن 1357

Loading the player...

روز ۲۰ بهمن ۱۳۵۷ در حالی فرا رسید که مردم تهران برای شنیدن اولین سخنرانی نخست‌وزیر دولت موقت عازم دانشگاه تهران می‌شدند.دانشگاه تهران پس از کودتای ۲۸ مرداد مورد تهاجم و سرکوب رژیم شاه قرار داشت. بازرگان در ساعت ۱۱ صبح به دانشگاه آمد و در سخنرانی خود به این وظیفه خطیر دانشگاه در آن سالها اشاره کرد؛ "دانشگاه چنین افتخار و حق بزرگی دارد که هیچ‌گاه بعد از ۲۸ مرداد ساکت نبوده، در آن دوران‌های اختناق بعد از ۲۸ مرداد و جبهه ملی، در اختناق شدیدی که بر سراسر ایران حکمفرما بود، تنها مکانی که در آن اجتماع و اعتراض علیرغم مزاحمت، زندان، شکنجه و غیره تعطیل نشد و هر چند ماه، اگر نگوییم هر چند هفته فریاد مرگ بر شاه‌ بلند می‌شد،دانشگاه بود که چشم و چراغ ایران بود." بازرگان در این سخنرانی از بختیار خواست که برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایه‌های کشور از قدرت کناره‌گیری کند.

بازرگان طی نطقی در حضور دهها هزار تن از مردم تهران که در دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند، پیرامون نظریات بختیار و ادعای قانونی بودن نخست وزیری او به تفصیل پاسخ داد و گفت:

«…آنچه مورد اشکال و ایراد و اختلاف است، ایراد قانونی بودن دولت ایشان و نشستنشان و گفتنشان سر جای همان غاصبین و دشمنان ملت و تمکین کامل نکردن به خواسته ملت و انقلاب است.خودش را دولت قانونی می داند، به دلیل اینکه او را شاه به این مقام برگزیده است و ثانیا مجلس رای اعتماد به ایشان داده اند.تعجب از این است که آقای دکتر بختیار، که تا همین اواخر اعتراف و اعتراض به پایمال شدن قانون اساسی می کرد، حزب رستاخیز و مجلس سنا و مجلس شورای ملی را تحمیلی و فرمایشی و ساواکی می دانست، حالا دو دستی به آنها می چسبد.اختلاف اینجاست، اشکال اینجاست…».

شاپور بختیار که دولت غیرقانونی او چون شیر بیدم و یال و اشکم شده و با وجود تمام تلاشهایش نتوانسته بود در شهر ۵/۴ میلیون نفری تهران، بیش از سی هزار نفر را جمع نماید و به طرفداری از خود به تظاهرات وادارد. دیگر هیچ وزارتخانهای از او فرمان نمیبرد و برای جلوگیری از اعتصاب ادارهی نخستوزیری هم به نیروهای نظامی متوسل شده بود، در مصاحبه با لوموند اعلام داشت: «اگر اعضای دولت منتخب آیتالله خمینی، برای ورود به وزارتخانه ها تلاش کنند، دستور دستگیری آنها را خواهم دادبختیار در جریان مصاحبه با سردبیر کیهان انترنشنال ملت ایران را به بی انصافی درباره دولت خود محکوم کرد.

در آن سوی جبهه انقلاب، مخالفان به نام هواداران از قانون اساسی بار دیگر در ورزشگاه امجدیه گرد آمدند. این بار اجتماع‌کنندگان از فضای ورزشگاه خارج شده و در خیابان روزولت (شهید مفتح) تظاهرات کردند که این تظاهرات منجر به درگیری شد. از سوی دیگر در خوی عده‌ای به نام روستائیان طرفدار قانون اساسی، مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و چند نقطه از شهر را به آتش کشیدند.
در حالی که روز ۲۰ بهمن رو به پایان بود، هیچ کس تصور نمی‌کرد شبی پرحادثه در پیش باشد اما آن شب، تهران آبستن حوادث بود.رادیو اعلام کرد فیلم ورود امام خمینی بعد از اخبار تلویزیون نمایش داده خواهد شد،اوایل شب عده‌ زیادی از همافران و درجه‌داران نیروی هوایی دوشان‌تپه در سالن آسایشگاه جمع شدند تا تصاویر امام را از تلویزیون ببینند.ساعت ۲۱ شب تلویزیون دولتی ایران فیلم بازگشت امام خمینی را به نمایش گذاشت.هنگامی که تصویر امام (ره) بر صفحه پدیدار شد، همافران با ابراز احساسات برای ایشان صلوات فرستادند. این ابراز احساسات موجب خشم افسران تیپ گارد جاویدان می شود. از آنجا که بیعت همافران و افسران نیروی هوایی با امام و شرکت آنان در تظاهرات موجب نگرانی فرماندهان نظامی شده بود برای کنترل هواداران امام یک واحد تانک از لشکر گارد در پادگان مسقر شده بود پرسنل گارد که ابراز احساسات همافران و دانشجویان را تحمل نکردند سالن اجتماعات را به محاصره دراوردند و با آنها درگیر شدند. درگیری میان طرفین با تیر اندازی شروع می‌شود. در همان شب یگانهایی از تیپ جاویدان از نقاط دیگر تهران برای سرکوب همافران عازم دوشان‌تپه می‌شدند. بامداد ۲۱ بهمن در راه بود و پایگاه هوایی دوشان‌تپه لحظه به لحظه در حلقه تنگ محاصره نیروهای گارد جاویدان در می‌آید. همافران که در محاصره بودند متحمل تلفات شدیدی شدند. مردم ساکن در اطراف خوابگاه همافران، هنگامی که از حمله نیروی گارد به همافران آگاه شدند، اهالی خیابان‌های اطراف را نیز با خبر کردند و طولی نکشید که جمعیت انبوهی در کنار دیوار خوابگاه گرد آمدند که با فریاد الله‌اکبر از همافران حمایت می‌کردند.در این بین عده ای از مردم توانستند به داخل پادگان نفوذ کنند و با غنیمت گرفتن ده ها قبضه اسلحه به سنگر بندی در خیابانهای پادگان پرداختند. اجتماع مردم در کنار خوابگاه همافران نیروی هوای یکه از ساعت ده شب آغاز شده بود همچنان ادامه یافت. ترس مردم این بود که در صورت پراکنده شدن، نیروهای گارد، مجددا به همافران حمله کنند، لذا از دفتر حضرت امام کسب تکلیف کردند و دفتر امام توصیه کردند که پراکنده نشویدمردم در کنار خوابگاه نیروی هوایی همچنان شعار می‌دادند و خود را با آتش لاستیک‌های فرسوده گرم می کردند که در ساعت ۵/۳ بعد از نیمه شب مأموران حکومت نظامی با خودروهای نظامی و در حالیکه از دور با شلیک رگبار مسلسل‌ها به طرف هوا در صدد ترساندن مردم بودند، به اجتماع مردم حمله کردند. در این هنگام مردم به کوچه‌های اطراف پناه بردند اما مأمورین توانستند یکصد و پنجاه و دو نفر را دستگیر و به محل استقرار حکومت نظامی در کلانتری تهران و منتقل کنند. در بین دستگیر شدگان دو روحانی نیز حضور داشتند. این درگیری خونین ده‌ها نفر کشته و مجروح بر جای گذاشت ولی در نهایت همافران توانستند حلقه محاصره نیروهای گارد را بشکنند.