دل بریدن
دل بریدن
دل بریدن
کم کم غروب واقعه از راه می رسید یک زن میان دشت، سراسیمه می دوید این خیمه ها نبود که آتش گرفته بود آتش میان سینه ی او شعله می کشید راهی نمانده بود برایش به غیر صبر باید دل از عزیز سفر کرده می برید مردی که رفت و...
ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره اما خدا حالم ببین من مهربان...
با ياد حسينمان كفن پوشانيم
با ياد حسينمان كفن پوشانيم
پنداشته اند كه ما ز خاموشانيم همرنگ جماعت فراموشانيم ما آرزوي كرب و بلا را داريم با ياد حسينمان كفن پوشانيم
محرم بهترین ماه
محرم بهترین ماه
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟ یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید محشر الله الله است می دانی چرا؟ ...
باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا
باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا
ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین قلب مجروح درون سینه هامان را ببین یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین گرچه شد خورشید ما در پرده ی غیبت ولی می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی *...